خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

276

نهج البلاغة ( فارسى )

مى دهم ( پيش گوئى ميكنم ) از خواننده و جلودار و راننده ( زمامداران ) آن گروه ( مانند ساربانان كه شتران را بهر كجا بخواهند مى كشانند ) و از جاى فرود آمدن و بار گيرى ( محلّ اجتماع ) ايشان و از كسى كه از آنان كشته مىشود و آنكه از آنها مى ميرد ، ( 3 ) و اگر مرا نيابيد ( ميان شما نباشم ) و پيش آمدهاى بد و كارهاى دشوار بر شما فرود آيد بسيارى از سؤال كنندگان ( بسبب حيرانى بسيار ) سر در پيش خواهند افكند ( و خاموش بوده راه نجات از آن پيش آمدهاى بد و كارهاى دشوار را نمى يابند ) و بسيارى از پاسخ دهندگان ( بسبب جهل و نادانى از پاسخ گفتن ) ترسناك ( و عاجز ) باشند ، و اين در وقتى است كه جنگ بسيار ميان شما واقع گشته و ( فتنه و فساد آن ) سخت گردد ، و ( بسبب گرفتارى و بيچارگى ) دنيا بر شما تنگ شود كه روزهاى بلاء ( مدّت سختى ) را دراز شماريد ( هر ساعتى را روزى يا بيشتر پنداريد ) تا اينكه خداوند نيكوكاران از شما را فتح و فيروزى دهد ، ( 4 ) هرگاه فتنه‌ها ( بمردم ) رو آورد ( باطل بحقّ و فساد و بصلاح ) اشتباه مىشود ، و زمانيكه از بين برود ( و فتنه جويان مضمحلّ و نابود شوند ، مردم را بباطل و فساد ) آگاه سازد ( آنگاه بحقّ و صلاح پى برده بجهل و نادانى خود اعتراف نمايند ، زيرا ) چون فتنه‌ها رو آورد ( نادرستيهاى آنها ) معلوم نيست ، و چون پشت گرداند ( از بين برود ) شناخته شود ( مادامى كه فتنه و فساد بر پا است حقّ ناپيدا است و چون آتش آن فرو نشيند حقّ آشكار گردد ) فتنه‌ها ( در همه جا ) مانند دور زدن بادها دور مى زند ، به شهرى مى رسد و از شهرى مى گذرد ( فتنه جويان همه جا مشغول فساد و تباهكارى مى باشند ، گاهى مردم شهرى به آتش آنان سوخته گاهى از آن شهر گذشته مردم شهر ديگرى را مى سوزانند ) . ( 5 ) آگاه باشيد ترسناكترين ( بزرگترين و سختترين ) فتنه‌ها بر شما به نظر من فتنه بنى اميهّ است ( حرمت رسول خدا را هتك كرده سبطين آن بزرگوار امام حسن و امام حسين « عليهما السّلام » را بقتل رسانده خانهء خدا را خراب نموده هشتاد سال بر روى منابر اسلام نسبت به امير المؤمنين جسارت نمودند و مردم را به دورى جستن از آن حضرت وادار كرده هر كس زير بار اين كار زشت نرفته او را كشته يا از شهرها بيرون كرده خانه‌اش را خراب و ويران مى ساختند و سنّت را بدعت و بدعت را سنّت مى دانستند ) پس آن فتنه‌اى كور و تاريك است ( راه صلاح و رستگارى در آن گمشده و زيانش در دين و دنيا هويدا است )